| من جوادآقا ، تو پارک شهر گاری دارم ، لبو فروشم |
| البته فقط زمستونا ... چی بو د چی شد ، چی رفت تو گوشم |
| آی داغه لبو گرمه لبو آی سمنو آی سمنو آی ... |
| قاطی شد یکی کات بزنه تا من برم لباس بپوشم |
| به به چه لباس خوشگلی خرگوشه رو خوشم میاد ، اون ... |
| گرمم می شه اما بلدم ، ببین آقا چه بازیگوشم |
| بچ چه ها کجا ، آهای خانوم آهای آقا غذا همینجاست |
| خوب نیس دم در ، بفرمایید ... بچّه رو ور از رو دوشم |
| خرگوش کجا بود این چیه بردی تو چشم دستتو بنداز |
| قحط کار که نیس واکسی می شم تازه چه خوب ؛ عاشق بوشم |
| اینجا کنار پیاده رو خوب جایی یه اونم اداره |
| هر کی رد می شه زل می زنم به کفش و پاش ، که روبروشم |
| گفتی زود پاشم ؟باشه بابا دعوا چرا ؛ قسمت ما نیست |
| جوش نزن نکن نریز بهم بساطمو ... بند روپوشم |
| سرخه ؟ نه بابا نارنجیه بهم میاد این خطا شبرنگ |
| شب ساعت نه پشت درا ... کثیف شدم ، بفکر دوشم |
| گل فروش ،... چه خوب وقت غروب این همه ماشین سر چارراه |
| گل بخر خانوم . شیشه رو بالا می کشه انگار هووشم |
| خب گرفتارن ، بی حوصله . خسته و داغون از سر کار |
| دسمال می کشم رو شیشه ، جون ... چه ماشینی تو آرزوشم |
| کاش می شد یکی از همینا همین یکی ، چه رنگ نازی |
| پشتش بشینم ، چه فرمونی هیدرولیکه ؛ انگاری توشم |
| لایی بکشم ؟ نه بابا این چه کاریه ، کلاس نداره |
| شق و رق ، یه کم کج می شینم ، چراغ می دم یه راس پلوشم |
| ترمز می زنم سوار می شه ، چرا جلو عقب که جا بود |
| این جوری چرا با این ادا ؛ عیب نداره مثل عموشم |
| خب خانوم نفرمودین کجا یه کم دیره آخر شب شد |
| این حرفا چیه آب شدم از شرم و حیا ، تو آب جوشم |
| آب جوش می گیرم با قند و چایی تو سبد صبح خروس خون |
| تند تند را می رن مسافرا پس چرا من بی جنب و جوشم |
| درّ رم ؟ واسه چی ، با من نبود ، کی بود کجا دستمو ول کن ... |
| چی ؟! پول چایی !! بدم به کی ، بابا خودم چایی فروشم |
| سرکار به خدا نمی دونم ؛ اشتباهی ما رو آوردن |
| اردوگاه چرا قرص و سرنگ ؛ چی شد چرا میدون شوشم |
| لرزم شده باز نوکرتم ، یه تیغ فقط ؛ حالم خرابه |
| فردا دست پر ، جور می کنم ؛ غلط کنم شما رو به دوشم |
| لخ لخ را می رم کشون کشون این کوچه بود ؛ نه اون یکی بود |
| باز کنین درو منم همون جواد آقا لبو فروشم |
| اردکان 10/2/88 |
+ نوشته شده توسط شمس الدین عراقی در پنجشنبه هفتم خرداد 1388 و ساعت
15:41 |


