تبليغاتX
بی نشانه - چهلمین خطبه ی نهج البلاغه
صدق مطلق حرف حق بوده است و هست
حرف حق را كس نشايد ، برده دست

 

غير فرمان خدا ، فرمان چه كس ؟

غير اين ، هر گفته ي ديگر عبث 

 

ليك اينان چيز ديگر بر زبان

زانچه مي خواهند ، خلقي بر زيان

 

گفته اينان جز خداوند ِ احد

كس نشايد بر حكومت جز صمد

 

مردمان را لازم آمد تا ابد

بر زمام آيد كسي از نيك و بد

 

مومنان را سايه تا مشغول كار

كافران حتي به اسايش ، قرار

 

تا حكومت بر قرار و پايدار ...

زندگي آسان به مردم ،  روزگار .

 

جمع بيت المال ممكن مي شود

كوي و برزن امن و ايمن مي شود

 

حقّ ِ مظلومان ز ظالم مي توان

نيك مردان را ز بد كاران امان

 

مي توان با دشمنان جنگ و نبرد

سر كشان را راند و ايمن ره نورد

 

كار آنان واگذارم بر خداي

كآن چنان گفتار بيجا هر كجاي

 

حاكم از پاكان اگر باشد به كار

كار خود آسوده هر پر هيزكار

 

ليك اگر بدكار و ناپاكان زمام ...

بر تبه كاران خوشايند و قوام

 

مهلت ِ آنان كجا شد تا ابد

عمرشان پايان ، به سر سنگ لحد
+ نوشته شده توسط شمس الدین عراقی در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387 و ساعت 23:12 |