| صدق مطلق حرف حق بوده است و هست |
| حرف حق را كس نشايد ، برده دست |
|
غير فرمان خدا ، فرمان چه كس ؟ |
| غير اين ، هر گفته ي ديگر عبث |
|
ليك اينان چيز ديگر بر زبان |
| زانچه مي خواهند ، خلقي بر زيان |
|
گفته اينان جز خداوند ِ احد |
| كس نشايد بر حكومت جز صمد |
|
مردمان را لازم آمد تا ابد |
| بر زمام آيد كسي از نيك و بد |
|
مومنان را سايه تا مشغول كار |
| كافران حتي به اسايش ، قرار |
|
تا حكومت بر قرار و پايدار ... |
| زندگي آسان به مردم ، روزگار . |
|
جمع بيت المال ممكن مي شود |
| كوي و برزن امن و ايمن مي شود |
|
حقّ ِ مظلومان ز ظالم مي توان |
| نيك مردان را ز بد كاران امان |
|
مي توان با دشمنان جنگ و نبرد |
| سر كشان را راند و ايمن ره نورد |
|
كار آنان واگذارم بر خداي |
| كآن چنان گفتار بيجا هر كجاي |
|
حاكم از پاكان اگر باشد به كار |
| كار خود آسوده هر پر هيزكار |
|
ليك اگر بدكار و ناپاكان زمام ... |
| بر تبه كاران خوشايند و قوام |
|
مهلت ِ آنان كجا شد تا ابد |
| عمرشان پايان ، به سر سنگ لحد |
+ نوشته شده توسط شمس الدین عراقی در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387 و ساعت
23:12 |


