تبليغاتX
بی نشانه - به همسرم ...
شعر

سهیلم تو سهیلای منی تو
به چشم بسته بینای منی تو
اگر جام بلا باشد به دستت
ز شیرینی چو صهبای منی تو
منم در خواب مستی خفته اما
دعای نیمه شبهای منی تو
منم مست و شراب آلوده هرشب
ز مستی یاد مولای منی تو
خطا کردم تو میرانی پشیمان
گمان بردم که همتای منی تو
تو آن بالا به اسفل سافلین من
منم سرگشته سودای منی تو
نشان بی نشان بر تو هویدا
تو ای گم گشته پیدای منی تو
اردکان 24/3/87

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 20:39  توسط شمس الدین عراقی  |