تبليغاتX
بی نشانه

عـــــطار در دکان عطاری خود نشسته بود و ذکر اولیا ی خدا را در تذکـــرة الاولیا می نوشت از شیخ ابوالحسن خرقانی می گفت :

آن بحـــر انــدوه ، آن راســخ تــر از کوه ، آن آفتاب الهی ، آن آسمان نامتناهـــی ، آن اعجوبــــه ی ربانی ، قطب وقت ، ابوالحسن خرقانی رحمة الله الیه سلطان سلاطین مشایخ بود قطب اوتاد و ابدال عالم ....

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شمس الدین عراقی در جمعه بیست و پنجم آبان 1386 و ساعت 16:11 |

باز او بود و تنهایی و اتاق کوچک کارش با پنجره ی کوچک رو به کویر . همکارانش اکثرا جوان بودند و او آنها را خیلی دوست داشت ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شمس الدین عراقی در پنجشنبه هفدهم آبان 1386 و ساعت 17:9 |

صبح دلگیری شروع شده بود . او  در دفتر کارش تنها نشسته و حوصله ی هیچکاری را نداشت .  تنهایی بشدت او را رنج میداد. شبها را در تنهایــــی مطلق می گذراند دور از شهر و خانواده خود در شهری کوچک در حاشیه ی کویر زندگی می کرد و بیشتر ساعات روز را نیز به تنهایی در اتاق کوچک می گذراند .

با خود فکر می کرد : 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شمس الدین عراقی در یکشنبه سیزدهم آبان 1386 و ساعت 22:45 |

عطار شور دیگری در سر داشت او بخوبی راز پیر خود را می دانست او بــه درستی  فهمیده بـــود پیرش چه کرده بود و چه می خواست بگوید .

دلش می خواست ماجرای پیر خود را بگوید ولی کار دشواری بود ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شمس الدین عراقی در جمعه یازدهم آبان 1386 و ساعت 17:28 |

 

از پنجره ی کوچک دفتر کارش به کویر نگاه میکرد .

برای چه به اینجا آمده ام ؟ برای کار ؟ این که همانجا هم پیدا میشد . نه برای چیز دیگری به اینجا آمده ام

حالا خیلی وقت داشت تا فــکر کند .در سکـــــوت وتنهایی .هنوز


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شمس الدین عراقی در سه شنبه یکم آبان 1386 و ساعت 17:56 |

بنام او

زمانی پیش وقتی کتاب تذکره الاولیا ی شیخ فریدالدین عطار نیشابوری را می خواندم ، با خود فکر کردم ای کاش کسی این کتاب زیبا را به زبان امروزی می نوشت شاید کسان بیشتری آنرا می خواندند. سالها گذشت تا اینکه شرایط جدیدی در زندگیم بوجود آمد و توانستم این آرزوی دیرینه را عملی کنم .

آنچه تقدیم می گردد ، حاصل کارم در این رابطه است که قسمت عمده ی آنرا سال گذشته و در شبهای رمضان نوشته ام و هنوز  هم تمام نشده است و قصد دارم هر بخش را به صورت روزانه در وبلاگ خود قرار دهم .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شمس الدین عراقی در دوشنبه سی ام مهر 1386 و ساعت 16:40 |