| صدای خنده ی جغدی دل شب را : |
| پرستوی مهاجر لانه می سازد دوباره در مسیر باد و طوفان . |
| همانجا جای سال پار و پیرار |
| ببینید و بخندید |
| شب تاریک بود و مرغکان در لانه هاشان آرمیده |
| کسی از جا نجنبید |
| همه از هول شوم بوم ترسیدند و خوابیدند تا صبح سپیده |
| سحر از تیغ کوه آمد قراول |
| که هان ای خفتگان بیدار باید شد |
| خروس آمد |
| نگاهی کرد این سو را از آن سو |
| پر و بالی نفس در سینه آواز بلندش را پراکند |
| -قو قو لی قو قو قو قو |
| زمین را نک زنان |
| بهر فریب مرغ ها خوابیده در لانه |
| براتان دانه پیدا کرده ام اینجا |
| یکی کرچیده مرغی |
| بال و پر بر هم زد و آمد. |
| -فریب دانه ات خوردم |
| به زیرم کش بکن تاج سرم هر آنچه می خواهی روا کن |
| تشر بر او بسوی مرغ ِ کاکل بر سر و بر پا حنایی |
| -کجایی مرغک زیبا ؟ |
| بگو آسوده خوابیدی تو دیشب؟ |
| شنیدی خنده ی جغد دل شب را که می گفت |
| پرستو آمده |
| بار دگر آنجا همانجا |
| خدا را شکر ما را لانه ای محکم امان از باد و طوفانها |
| حنایی قدقدی کوتاه و ناز آلوده با او |
| -خدا را شکر مردی چون تو ما را |
| صدای قیل و قال و قار و قار دسته ی پیر کلاغان سیه پوش |
| که ما دیدیم و خندیدیم و شاید لقمه ی چربی پس از باد |
| کمی آنسو ترک پرواز شاد جمع گنجشکان |
| هراسان و شتابان در فرودی سوی دانه |
| شنیدی ؟ ...باز بیچاره پرستو...؟ |
| همانجا ! در مسیر باد دارد آشیانه؟ |
| صدای بلبل سر مست و خوشخوان |
| -برایش تازه دیشب تا شنیدم ، |
| یکی آواز تازه ساز کردم. |
| عجب افسانه ی تلخ و غم انگیز |
| برایش گفته ام شرحی دل انگیز |
| مسیر باد بی رحم و پرستو |
| پرستو شاید عاشق ، عاشق باد |
| کبوتر ماده ای سر را میانِ نرم جایِ سینه ی جفتش فرو برد |
| نوازش ٌنک سرش را جفت و گفت او |
| -عجب ! عاشق مگر بی خانمان باید همیشه؟! |
| یکی مرغ کهنسالی |
| -چه بی عقل او |
| نمی داند که انجا را مسیر باد وطوفان ها |
| چرا باید بنای لانه دارد؟ |
| نگاه تیز شاهینی فرود آمد |
| -شما را ! هم شما ها را |
| یکایک از شماها را !! |
| رهایی نیست از چنگال تیز من !. |
| پرستو جوجه هایش را : |
| دلم آگه که فردا باد می آید |
| به دست باد بال نازک خود را به پرواز |
| مبادا ترس یا هولی به دل هاتان ! |
| قصور اینجا نمی باید!! |
| که بعد از باد طوفانی هراس انگیز می آید |
| بخاطر خوب بسپارید اینجا را همین جا را |
| برای جوجه های سال دیگر . |
| اردکان 30/2/87 |
+ نوشته شده توسط شمس الدین عراقی در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 و ساعت
16:39 |




